ورود

ورود به حساب کاربری خود

نام كاربري *
رمز عبور *
من را به خاطر داشته باش
خطا
  • ایراد در بارگذاری اطلاعات خوراک
  • ایراد در بارگذاری اطلاعات خوراک

بعثت ، عید آزادگی و کرامت انسانی

بسم الله الرحمن الرحیم

«هُوَ الَّذِي أَرْسَلَ رَسُولَهُ بِالْهُدَى وَدِينِ الْحَقِّ لِيُظْهِرَهُ عَلَى الدِّينِ كُلِّهِ وَلَوْ كَرِهَ الْمُشْرِكُونَ»

بعثت ، نهایت رحمت الهی به بندگان و روز توحید و آزادگی است

بعثت تجلی نور درخشان الهی در ظلمات جهل و خرافات و خود پرستی است

عیدسعید مبعث ، آغاز طریق رستگاری و طلوع مهر هدایت و عدالت بر همه دوستان گرانقدر مبارک باد.

خداوند متعال براى هدایت انسان ها و غلبه آنها بر خواهش‏هاى نفساني و تنظیم و ضابطه مندی کشش ‏هاى درونى اش دو راهنما در اختیار او قرار داده است. یکى در درون انسان یعنی عقل و از آنجا که عقل داراى خطا و نقصان است دیگری ارسال پیامبران الهى برای ارائه راهنمایی های لازم از طریق وحى و وضع حدود و مقررات برای تربیت و کنترل نفس انسان؛ پر واضح است که برترین راهنما، آن است که خود داراى مقام عصمت و مرتبط با وحى باشد، و بر این اساس بعثت پیامبر عظیم الشان اسلام به عنوان خاتم رسالت، نشانه رحمت بی نظیر خداوندی و نعمت بی پایانی است که خداوند به بشر اعطا کرده است؛ چرا که همه اهداف خلقت مادی و معنوی، مقدمه این رسول و رسالت اوست. به همین منظور است که خداوند بر این نعمت منت می گذارد و این احسان و نیکویى را به رخ بندگانش می کشد و مى‏فرماید: «لَقَدْ مَنَّ اللّهُ عَلَى الْمُؤمِنِينَ إِذْ بَعَثَ فِيهِمْ رَسُولاً مِّنْ أَنفُسِهِمْ يَتْلُو عَلَيْهِمْ آيَاتِهِ وَيُزَكِّيهِمْ وَيُعَلِّمُهُمُ الْكِتَابَ وَالْحِكْمَةَ وَإِن كَانُواْ مِن قَبْلُ لَفِي ضَلالٍ مُّبِينٍ ‏»(آل عمران/ 164)

«خداوند برمؤمنان منت نهاد (نعمت ‏بزرگى بخشید)، هنگامى که درمیان آن‏ها پیامبرى از خودشان برانگیخت که آیات او را بر آن‏ها بخواند و آن‏ها را پاک کند و کتاب و حکمت ‏بیاموزد و البته پیش از آن در گمراهى آشکار بودند».

  خداوند در این آیه چهار هدف و برنامه را برای بعثت ذکر می فرمایند:

۱- تلاوت آیات الهی

پیامبر اسلام(ص) با خواندن آیات پروردگار و آشنا ساختن گوش دل و افکار مردم با این آیات، آن ها را آماده تربیت می نماید که مقدمه تعلیم و تربیت است.قران کریم بزرگ ترین و زیباترین ره اورد مبعث است.

۲- تربیت و پرورش

یکی از مهم ترین برنامه های پیامبر اسلام(ص) تربیت انسان هاست. تربیت به معنای فراهم کردن زمینه ها و عوامل برای به فعلیت رساندن و شکوفا کردن استعدادهای انسان در جهت مطلوب است. او باید زمینه ها را برای انسان ها آماده کند تا از نظر عملی بهترین رابطه را با خدای خود، با هم نوع خود، با قوانین و مقررات اجتماعی، با خانواده خود و با نفس خود و محیط حیات خود داشته باشند.

  تنها راه نجات از گمراهی ها، فسادها، جهل، جنگ و خونریزی ها در پرتو اخلاق صحیح و آراسته شدن به ارزش ها و مکارم اخلاقی است و بر این اساس است که شخص پیامبر اسلام(ص) هدف از بعثت خود را کامل کردن مکارم اخلاق بیان کرده است: «بعثت لاتمم مکارم الاخلاق»، من برای کامل کردن فضایل اخلاقی مبعوث شده ام.

۳- تعلیم قانون و کتاب

سومین هدف بعثت پیامبر(ص) از منظر قرآن آموزش قوانین زندگی است. اجتماع، نیازمند قانون و کتاب است و بی کتاب قانون نمی توان جامعه ای را مدیریت کرد. پیش از اسلام قوانین به شکل سنت و آداب و رسوم بود که هر دم با توجه به خواسته ها و خواهش صاحبان قدرت و نفوذ تغییر می کرد. نظم اجتماعی همواره در معرض خطر و تحریف بود و حقوق مردم ضایع می شد. نخستین کاری که آموزه های وحیانی به سامان رساند تعیین قوانین مکتوب و غیرقابل تغییری بود که از آن به کتاب یاد می شود.البته مفهوم کتاب در آیات قرآنی از شمول خاصی برخوردار است ولی از مهم ترین و اساسی ترین آن می توان به قانون یاد کرد که شامل قوانین اخلاقی و حقوقی و کیفری و شرعی برای بهتر زیستن و تعالی روح انسان می باشد.

۴ -تعلیم حکمت

چهارمین هدف بعثت، تعلیم حکمت است، یعنی رسول الله(ص) مامور است که در پرتو وحی الهی به امتش حکمت و دانایی نیز بیاموزد. در اینجا این مطلب قابل تأمل و تدبر است که خداوند فقط به تعلیم کتاب و قوانین زندگی اکتفا نکرد، بلکه به پیامبرش رسالت داد تا حکمت را نیز به امتش بیاموزد. حکمت عطیه ای الهی و دانشی است که منشا الهی و لدنی دارد. حکمت علم به حقائق و اسرار عالم است.

 حضرت علی علیه السّلام درباره بعثت(خطبه هشتاد و نهم از نهج البلاغه) می فرماید: «أرسله علی حین فتره من الرسل و طول هجعه من الأمم و انتقاض من المبرم و انتشار من الامور و تلظ من الحروب و الدنیا کاسفه النور ظاهره الغرور علی حین اصفرار من ورقها و ایاس من ثمرها» ؛ یعنی خداوند او را در دوره ای مبعوث فرمود که فترت و فاصله ای در آمدن پیامبران رخ داد بود. ملت ها در خوابی گران و طولانی فرو رفته بودند. کارها پراکنده و تنور جنگ ها داغ بود. جهان را تاریکی فرا گرفته و غرور و فریب در آن نمایان بود. برگ درخت بشریت به سوی زردی گراییده و امیدی به میوه ی این درخت نمی رفت.

 پیامبران زمانی ظهور کرده اند که بشریت در پرتگاه خطرناکی قرار داشته و آنها سبب نجات و اصلاح اجتماع خود شده اند. قرآن کریم  چنین می فرماید: «وَاعْتَصِمُوا بِحَبْلِ اللَّهِ جَمِيعًا وَلَا تَفَرَّقُوا ۚ وَاذْكُرُوا نِعْمَتَ اللَّهِ عَلَيْكُمْ إِذْ كُنتُمْ أَعْدَاءً فَأَلَّفَ بَيْنَ قُلُوبِكُمْ فَأَصْبَحْتُم بِنِعْمَتِهِ إِخْوَانًا وَكُنتُمْ عَلَىٰ شَفَا حُفْرَةٍ مِّنَ النَّارِ فَأَنقَذَكُم مِّنْهَا ۗ كَذَٰلِكَ يُبَيِّنُ اللَّهُ لَكُمْ آيَاتِهِ لَعَلَّكُمْ تَهْتَدُونَا» آیه 103 سوره مبارکه آل عمران؛ شما در پرتگاه سقوط  در آتش بودید که خداوند شما را از آن نجات داد.

 معلم شهید مرتضی مطهری ره  درباره فلسفه بعثت تعبیر زیبایی دارد و می گوید: «در این روز تنها او برانگیخته و مبعوث نشد؛ دنیایی به پا خاست؛ انقلابی عظیم و همه جانبه بر پا شد؛ انقلابی که در آن واحد در دو جبهه بود؛ در دو جبهه ی متخالف و متضاد؛ هم برونی و هم درونی، هم اخلاقی و هم اجتماعی، هم معنوی و هم دنیایی. می دانیم که انقلابات مقدس اجتماعی منتهای هنرشان این است که در طبقه ی محروم و مظلوم روح حیاتی بدمند و آنها را به قیام در برابر طبقه ی استثمارگر وادار کنند. ماهیت انقلاب اسلامی پیامبر صلّی الله علیه و اله تنها این نبود که طبقه ای را به جان طبقه ی دیگر بیاندازند، البته این کار را کرد، این روح را دمید و مردم را  به قیام در برابر ظلم وادار نمود، اما کارش تنها این نبود. کاری بالاتر و انقلابی عظیم تر نیز بر پا کرد که جز از او و کسانی از طراز او، یعنی پیغمبران، ساخته نیست. انقلاب درونی ایجاد کرد، یعنی بشر را حتی علیه تبهکاری های خودش به قیام وا داشت. این خصوصیت منحصرا از مذهب است که قادر است آدمی را علیه تبهکاری و جنایتکاری شخص خودش به قیام وا دارد، که از خود حساب بکشد، خود را ملامت کند، و خود را به پای محکمه ی عدل و انصاف بکشد».

بعد از بعثت رسول گرامی اسلام، اصول و ارزشهای جاری در جامعه که علیه مصالح دنیا و آخرت مردم بود، به ارزشهای انسانی و الهی تبدیل شد. خرافه پرستی به حقیقت یابی، جنگ و خونریزی و ناعدالتی به قسط و عدل و مساوات بدل گردید و انسانهای در ظاهر پایین درجه، به افرادی مورد اعتماد و دارای منزلت اجتماعی والائی تبدیل شدند. تمام قوانین و ملاکهای ظاهری و مادی جای خود را به معیارهای ارزشمند و متعالی داد.

 با بعثت پیامبر ارزشهای ضد انسانی و تمام رسوم ناپسند ایام جاهلیت به قوانین عادلانه اسلامی تبدیل شدند. رسول خدا بیشترین تلاش خود را در تحول افکار عمومی متمرکز کرده و برای از میان بردن باورهای خرافاتی و ناپسند، از هیچ کوششی فروگذار نمی کرد.

 از مهمترین علل بعثت انبیاء، تهذیب نفوس و تربیت انسانهای مستعد است. پیامبران الهی کوشش میکنند نیروهای درونی انسانها را از قوه به فعلیت رسانده و برای رسیدن به قلّه سعادت و کمال، آنان را همراهی و یاری نمایند. آنان برای ارتباط افراد با مبدأ هستی زمینه سازی کرده و مقدمات تعالی آنان را فراهم میآورند.

طبق آموزه های قرآنی، هدف از آفرینش انسان چیزی جز پرستش خدای یگانه نیست و تمام نعمت های الهی و اشیائی که در این عالم آفریده شده و در اختیار انسان قرار گرفته، همه برای طی مسیر عبودیت است. عبودیت کامل آن است که انسان جز به آفریدگار مطلق جهان و کمال مطلق نیندیشد و همه افکار و اعمال خود را به این امر معطوف دارد.

خداوند در قرآن میفرماید: ﴿وَما خَلَقْتُ الْجِنَّ وَالانْسَ إلاّ لِیَعْبُدونَ﴾؛ «جن و انس را نیافریدم جز اینکه مرا عبادت کنند».

 یکی دیگر از علل بعثت انبیاء، دستگیری افراد بشر در راه رسیدن به مقام عبودیت است. رهبران الهی با تلاشها و آموزه های خود انسانها را به مسیر عبودیت هدایت کرده و از این رهگذر آنان را به قرب الهی میرسانند. پیامبر اکرم از آغازین لحظات بعثت شعار معروف خود را در این زمینه پیوسته تکرار می کرد که: «قُولُوا لا إلهَ إلاّ اللهُ تُفْلِحُوا» و به مخاطبان خود این پیام را می رساند که رستگاری تنها و تنها در گرو بندگی خدای یگانه و نفی خدایان دیگر و بت پرستی است.

 ریسمان محکم نبوت تنها وسیله ای است که انسانها را در زیر لوای وحدت و برادری فراهم می آورد؛ انسانهایی که از تفرقه و تشتت و نزاع و اختلاف ها به تنگ آمده و به دنبال راهکاری مورد اعتماد برای حل معضلات زندگی خود می گردند. آتش خانمان سوز اختلاف، نیروهای عظیم بشری و سرمایه های فراوان آنان را به باد داده و زیباترین محیط های زندگی را به جهنمی سوزان بدل می کند. اگر انسانها به سخنان پیام آوران وحی توجه کرده و زیر عَلَم توحید گرد آیند، مطمئناً از تفرقه و تشتت در امان بوده و در سایه کلمه توحید به توحید کلمه نیز دست خواهند یافت.

 در سورة بقره آمده است: ﴿کانَ النّاسُ أُمَةً واحِدَةً فَبَعَثَ اللهُ النَّبیّینَ مُبَشّرینَ وَمُنْذِرینَ وَأنْزَلَ مَعَهُمْ الْکِتابَ بِالْحَقِّ لِیَحْکُمَ بَیْنَ النّاسِ فیما اخْتَلَفوا فیهِ﴾؛ «مردم در آغاز امت واحدی بودند [سپس بنابر عللی در میان آنان اختلاف پدید آمد]، پس خداوند نیز پیامبرانی را برانگیخت تا مردم را بشارت دهند وانذار کنند و به همراه آنان کتاب [آسمانی] فرستاد تا در میان مردم در مورد آنچه در آن اختلاف کرده بودند داوری کند.‌» لذا یکی از اهداف مهم بعثت انبیاء، پایان بخشیدن به اختلافات مردم است که از روی جهل و غفلت و ناآگاهی و پیروی هوای نفس و برتری جویی صورت می گیرد.

برای آدمیان خاکی که هنوز گام در مرحله ای بالاتر نگذاشته اند، ارتباط با آفریدگار هستی که در منتها درجه اقتدار و کمال است امری سهل و آسان نیست. برای رسیدن به آن مقام بی نهایت و اوج گرفتن در آسمان عرفان و معنویت، نیاز به واسطة فیض و وسائل نیرومندتری است. قرآن کریم نیز به این نکته اشاره کرده و فرمود: ﴿وَابْتَغُوا إلَیْهِ الْوَسیلَة﴾؛ «برای تقرب به درگاه الهی وسیله ای بجویید». انجام دستورات رسول خدا  می تواند بهترین وسیله برای ارتباط با خداوند متعال باشد.

پیامبران الهی بر خود لازم می دانند تا انسانها را به پیمان فطری که فراموش شان شده است یادآور شوند، همان میثاق دیرین که در میان تمام موجودات فقط انسان آن را قبول و تعهد کرده است، اما بر اثر مرور زمان و وسوسه های شیطان آن را به بوته فراموشی سپرده است.

 امیر مؤمنان علی ـ علیه السلام ـ میفرماید: «واصْطَفی سُبْحانَهُ مِنْ وَلَدِهِ أنْبیاءَ أخَذَ عَلَی الْوَحْیِ میثاقَهُمْ وَعَلی تَبْلیغِ الرِّسالَةِ أمانَتَهُمْ لَمّا بَدَّلَ أکْثَرُ خَلْقِهِ عَهْدَ اللهِ إلَیْهِمْ فَجَهَلوُا حَقَّهُ واتَّخَذُوا الاَنْدادَ مَعَهُ وَاجْتالَهُم الشَّیاطینُ عَنْ مَعْرِفَتِهِ وَاقْتَطَعَتْهُمْ عَنْ عِبادَتِهِ فَبَعَثَ فیهِمْ رُسُلَهُ وَواتَرَ إلَیْهِمْ أنْبیاءَهُ لِیَسْتَأدُوهُمْ میثاقَ فِطْرَتِهِ وَیُذَکِّرُوهُمْ مَنْسِیَّ نِعْمَتِهِ[2]؛ ‍[خداوند سبحان] از میان فرزندان آدم، پیامبرانی را برگزید و از آنان بر وحی پیمان گرفت و بر تبلیغ رسالت امانت آنان را، آنگاه که اکثر مردم عهد و پیمان الهی را تبدیل کرده و حق خدا را نشناختند و در مقابل خداوند خدایان دروغین و بتهای بی ارزش را پرستیدند و شیاطین آنان را از معرفت خدا باز داشته و از عبادت او جدا کردند. [در آن حال] خداوند پی در پی پیامبرانی را مبعوث نمود تا آنان را بر پیمان فطرت خویش وادار کنند و نعمتهای فراموش شده او را به یادشان آرند». آنان تلاش می کنند انسانها را به پیمان الهی و وفای به آن سوق دهند تا به ندای عقل و فطرت خویش پاسخ مثبت داده باشند. قرآن کریم نیز در مورد پیمان فراموش شده الهی به فرزندان آدم می فرماید: ﴿ألَمْ أعْهَدْ إلَیْکُمْ یا بنی آدَمْ أنْ لاتَعْبُدوا الشَّیْطانَ إنَّهُ لَکُمْ عَدُوٌّ مُبین﴾؛ «ای فرزندان آدم! مگر با شما عهد نکرده بودم که شیطان را نپرستید، همانا که او دشمن آشکار شماست».

 ترویج فضائل اخلاقی و صفات متعالی انسانی، از دیگر علل و انگیزه های بعثت انبیاء الهی است. اگر مروری اجمالی به آموزه های وحیانی پیامبرـ صلّی الله علیه و آله ـ داشته باشیم متوجه خواهیم شد که گفتارها و رفتارهای آن گرامی مملو از سفارش های اخلاقی و تربیتی است.اساساً هر گونه خوبی، زیبایی و کمالی که زیبنده و شایسته انسانها است، در تعالیم انبیاء الهی به روشنی دیده می شود.

 

کلام آخر اینکه تحقق اهداف عالی بعثت نبی مکرم اسلام صلوات الله علیه و آله با ظهور منجی موعود امام مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف کامل می گردد. هنوز وعده الهی «لیظهره علی الدین کله »باقیست و ظهور کامل دین به ظهور حجت آخر الزمان منجی عالم بشریت است تا اهداف عالی جدش رسول الله صلوات الله علیه و علی اله را به تمام و کمال به منصه ظهور رساند. با آرزوی تعجیل در ظهور حضرتش مطلب را به پایان می بریم.

 

 محمد صادقی- مسوول فرهنگی انجمن اسلامی منطقه فرانسه

شما اینجا هستید: Home واحد فرهنگی بعثت ، عید آزادگی و کرامت انسانی